تبلیغات
عشق الهی - شاه رفت !
عشق الهی
دیوانه ها را محبت آرام می کند *** ما را محبت تو دیوانه می کند !

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 26 دی 1389

26 دی ماه سال 1357برابر با 16 ‍ژانویه سال 1979روزی بود که زوزه سرد باد زمستانی به استقبال خانواده سلطنتی آمد و شاه شاهان همراه خانواده خود بر اثر نارضایتی و فشار مردم انقلابی ایران ناچار شدند با دو فروند هواپیمای حاضر در فرودگاه مهرآباد متواری شوند.   

در این روزها انقلاب ایران به اوج خود رسیده بود و در تهران جریان برق مدام قطع می شد، کشوری که زمانی  شیرهای نفت را به روی اسراییل و آمریکا گشوده بود و شاه مغرور آن، سرخوش از دلارهای سرازیر شده به کشور پز مملکت داری به سران عرب و اروپا و آمریکا می داد ، مجبور به واردات نفت سفید از ایالات متحده شده بود.

بازار رادیوهای بیگانه برای پوشش اخبار داخل ایران داغ شده بود و "بی بی سی" آخرین بیانات امام خمینی (ره) را از پاریس پخش می کند.

شاه انعکاس اخبار آیت الله خمینی (ره) توسط رادیو بی بی سی را یک خیانت از سوی انگلیس درمورد خود می دانست اما غافل از این بود که آنها نیز با پی بردن به اراده انقلابی مردم ایران چاره ای جز حفظ ظاهر برای باقی ماندن در خاک ایران نداشتند. فرح دیبا یک هواپیما پر از لباس و اشیایی که دیگران اثاث منزل می نامند به آمریکا فرستاده بود.

ماموران گمرک در سراسر اروپای غربی و آمریکای شمالی با وضع عجیبی روبرو شده بودند؛ چگونه قیمت این اشیای گران قیمت و بی نظیر صندوق های لبریز از قالی و تابلو و الماس و جواهرات را باید ارزیابی می کردند؟!

شاه کاملا قافیه را باخته بود چون تقریبا تمام افراد سرشناس کشور و دلالان بین المللی که از قبل ارتباط با او نفعی برده بودند ناپدید شده یا با پروازهای مختلف به اروپا و آمریکا ، به همراه پولهای زبان بسته ملت ، ایران را ترک کرده بود.

"کنت آلکساندر دومرانش" رییس سازمان جاسوسی فرانسه که چندی قبل برای دیدار با شاه به منظور گوشزد کردن خطر امام خمینی (ره) برای سلطنت به تهران سفر کرده بود در بازگشت به فرانسه با ارایه گزارش به رییس جمهور فرانسه "ژیسکار دستن" شاه را مانند لویی شانزدهم دانست و دستن نیز در جواب گفته بود:"پس کارش تمام است."

سالیوان در اواخر دسامبر در دیدار با شاه مامور ابلاغ دستور ترک کشور به او شده بود، شاه با دقت و آرامش به سخنان او گوش داده بود و سپس در حالی که قیافه التماس کننده ها را به خود گرفته بود از او پرسید: "بسیار خوب ، اما به کجا بروم؟"

حالا افراد گارد شاهنشاهی و پیشخدمت ها گریه کنان برای خداحافظی در دوطرف پله صف کشیده بودند، بعضی ها بالای سر شاه قرآن گرفته بودند اما شاید همگی می دانستند که او بخاطر تخطی از فرامین همین کتاب و مبارزه با علمایی که از قرآن درس آزادگی و ظلم ستیزی آموخته بودند ،همه چیز را از دست داده است.

شاه بعدها گفت: "وقتی از هلی کوپتر پیاده شدم نسبت به باد وحشتناک فرودگاه مهرآباد و منظره غم انگیز هواپیماهایی که به علت اعتصاب روی زمین نشسته بودند بی توجه نبودم."

در درون پاویون نطق کوتاهی برای خبرنگاران کرد که مثلا برای رفع خستگی از کشور خارج می شود. بختیار هم که مورد تایید مجلس برای اداره امور کشور قرار گرفته بود خود را با هلی کوپتر به فرودگاه رساند.

شاه برای آخرین خداحافظی لحظه ای در فرودگاه توقف کرد. چند تن از امرای ارتش که بعدها جانشان را از دست دادند برای بوسیدن دست شاه خم شدند ،یکی از آنها نیز خودش را به پای شاه انداخت ، چشمان شاه نیز اشک آلود بود.

ساعت دو بعد از ظهر بوئینگ 707آبی و سفید حامل شاه و ملکه به همراه یاران معدود آنان پرواز کرد ، موتورهای هواپیما گویی بر سر همه بدرقه کنندگان نعره می کشید. چند دقیقه بعد که خبر رفتن شاه از رادیو پخش شد، خوشحالی همه شهرها را فرا گرفت، مجسمه های پدر و پسر یکی پس از دیگری واژگون می شد و تیتر یک روزنامه ها این بود"شاه رفت"...

 منبع : تبیان - زنجان

 




طبقه بندی: مسائل روز ، 
ارسال توسط پریا
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا